قانون قایق

قانون قایق

در اقیانوﺱ بی پایان هستی، انسانی که قایقش را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید!


نقل است که نیمه شبی چند دوست به قایق‌سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند.
سپیده که زد با هم درگفتگو برآمدند که  چقدر راه رفته‌ایم؟ تمام شب را پارو زده‌ایم! باید مسیري خیلی طولانی را پیموده باشیم...
اما نور خورشید که دور و برشان را روشن کرد، دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند

آنان تمام شب را پارو زده بودند، ولی یادشان رفته بود طناب قایق را از ساحل باز کنند!

در اقیانوﺱ بی پایان هستی، انسانی که قایقش را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید!

قایق تو به کجا بسته شده است؟
به بدنت؟
به افکارت؟
به ترسها و نگرانی‌هایت؟
به گذشته‌ات؟
به عواطفت...؟

 ترس، طناب است
 نومیدی طناب است
 باورهای اشتباه طناب است
 مهم نیست که چقدر نماز بخوانی؛ به رحمتِ خدا که ایمان نداشته باشی، طناب بسته‌ای.
مهم نیست که چقدر کار و تلاش کنی، به روزی بیکران خدا و ثروت بی‌نهایتش که به تو هم خواهد بخشید، ایمان نداشته باشی، همچنان فقیر خواهی بود.
مهم نیست که چقدر درس خوانده‌ای و چه مدرکي گرفته‌ای، همین که باور درست نداشته باشی، نمی‌توانی پول در بیاوری.
مهم نیست که چقدر سن و سال داشته باشی، باورهایت که ایراد داشته باشد، همچنان پیشرفت نخواهی کرد.
 
 خیلی چیزهای به ظاهر مهم، آنقدرها هم مهم نیستند.
باورهای غلط، نومیدی و ترس طنابهایی هستند که هرچقدر تلاش کنی، بدون باز کردنشان از خودت حرکت نمی‌کنی.
باید باور داشته باشی که خدا برایت خوشبختی، سلامتی، ثروت، خوشحالی و عاقبت بخيري می‌خواهد.
 اگر هنوز باور نداری، تمام عمر هم که تلاش کنی، نه معشوقت را می یابی، نه ثروت می‌آفرینی، نه زندگی عالی می‌سازی و نه آنچه که عالی ترین است می‌شود.
 تلاش زمانی جواب می‌دهد که باورهای عالی داشته باشی.
طنابتو باز کن و پارو بزن  خواهی رسید



داستان قایق

ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 2 دي ماه، 1397 توسط berenjas

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما : 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]